دیروز در سایت تابناک خواندم که میرحسین موسی رسمآ کاندیداتوری خود را برای انتخابات ریاست جمهوری اعلامیه کرده است و متن بیانیه اش را هم که برای آمدن بود خواندم. در زیر نظر خودم را در این
باره می گویم،امیدوارم که دوستان ،نظراتشان را در این زمینه بیان کنند.
1.میر حسین موسوی که نخست وزیر دوران جنگ بوده است، بیان کرده که در آن زمان با تنها قیمت نفت 5 دلاری توانست کشور را سر پا نگه دارد،نمی توان انکار کرد که میراث دولت نهم برای دهمین دولتش کم از میراث جنگ نبوده است.رکود شدید اقتصادی در کشور،تورم،تحریم های پیاپی، وضعیت نابه هنجار فرهنگی و … مواردی هستند که شباهت های زیادی به زمان دوران جنگ دارند.
2.اگر بپذیریم که میر حسین موسوی در آن زمان موفق بوده است،این را فراموش نکنیم که از ان زمان تا کنون بیش از بیست سال گذشته است و میرحسین موسوی بیست سال پیرتر شده است و همچنین بیست سال ،به طور مستقیم از دنیای سیاست به دور بوده است ، و بازهم اگر بپذیریم که یکی از رموز موفقیت میر حسین موسوی شجاعت و صلابت این فرد در به دست گرفتن قدرت بوده است ،باید این نکته را بپذیریم که میر حسین موسوی هم اکنون را نباید با آن میرحسین یکی دانست.
3.میر حسین بیان کرده است که به هیچ طیف خاصی گرایش ندارد، این درحالی است که میرحسین در ابتدا با تمایل به طیف اصلاح طلب از طرف خاتمی دعوت شد، این نکته را نباید فراموش کنیم.ولی در هر صورت مطمئنآ طرفداران طیف اصولگرا به میرحسین موسوی رای نخواهند داد و آنچه که کم می شود تعدا آراء اصلاح طلبان است و این اتفاق خوبی نیست.
4.در بیاینه ای که از میر حسین موسوی آمده است ، حرف های جدیدی زده نشده است:جلوگیری از قانون شکنی ، حمایت از مستضعفان،و … .
5.آقای موسوی شما در بیانیه تان فرموده اید که :همان دلايل و عواملي که در وهلههاي گذشته به عدم حضور در صحنه انتخابات فرا ميخواندند،بيشتر مرا متقاعد کردند که اين زمان زماني ديگر است و حضور را ايجاب ميکند. می شود بفرمایید که آن دلایل چیستند که تا چند ماه پیش که آقای خاتمی مدام شما را به آمدن ترغیب می کردند ، شما را متقاعد نمی شدید؟
میرحسین موسوی انسان بزرگی است ولی باید این نکته را هم می دانست که با آمدنش سوای همه ی مسائل بیان شده یک حق بزرگ را تضییع کرده است و آن حق جامعه است. حق جامعه ای که خون دل خوردند که تا اصلاح طلبی بیاید و نگرانی هایشان از جامه شان را از بین ببرد.
سوالی که از آقای میر حسین باید پرسید این است که چرا آن موقع ها که آقاب خاتمی چندین و چندباره به نزد ایشان رفتند تا ایشان را به عنوان نمایده ی اصلاح طلبان معرفی کنند،نیامدند؟ حال که آقاب خاتمی آمد، این حس وطن پرستی برای ایشان مبرهن گشت؟! چقدر خوب بلدند مردم را بپیچانند با گفتن کلماتی که هر گوشه اش هزاران معنی می دهد! تا هروقت که خواستند از آن به تعبیر دیگر برداشت کنند! تا یک ماه پیش نمی توانست بیاید، و امروز که خاتمی آمد مصلحت مملکت ایجاب می کند که بیاید!
هیهات بر این دنیا که با هر عشوه اش، هر زبانی را آب می اندازد! هیهات بر این طیف به ظاهر میانه رو اصلاح طلب که خود را پیرو خط امامی می دانند که گفته بود «ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت» و امروز می بینیم که همین پیروان، دندان خدمتشان را تیز کرده اند تا همدیگر را بدرند! جناب کروبی! شما که می فرمایید به والله کنار نمی کشم، دلیل تان عدم صلاحیت دیگر افراد(از جمله اصلاح طلبان ) است یا عطش خدمت؟!
چرا باید به خاطر کسانی که خود را در اصل شیفته ی قدرت می دانند ،نه تشنه ی خدمت! ،بر این بیاندیشم که همان شیفته ی خدمت به خاطر دیگران دست از این راه بردارد!
هیهات بر این وحدت اصلاح طلبان!